close
تبلیغات در اینترنت
واقعی غمگین



     سایتی برای تمام سنین www.wweraw.rozblog.com

درباره وبلاگ

این وبلاگ در نظر دارد انواع عکس های ورزشی کشتی کج همینطور انواع فیلم ها را برای شما در وبلاگ قرار دهد. با تشکر مدیر وبلاگ

آیدی مدیر

موضوعات
عمومی
فیلم ایرانی (19)
عکس خنده دار (5)
سوال های گوناگون شما----پاسخ ما (4)
برنامه رایانه (5)
عکس بازیگران ایرانی (5)
اس مس عاشقانه (3)
جوک و لطیفه (2)
خبر های جالب (2)
انواع گالری عکس (7)
اهنگ (2)
کشتی کج
عکس کشتی کج (16)
بیوگرافی و زندگی نامه کشتی کج کاران (7)
اسمکدان Smackdown (12)
راو RAW (16)
ان اکس تی NXT (12)
سوپر استارِ Superstars (5)
خبر های کشتی کج (29)
سایر کشت کج (11)
نتایج بازی های کشتی کج (12)
دانلود فیلم کشتی کج قدیمی (41)
فیلم جالب کشتی کج (2)
اهنگ کشتی کج کاران (3)
تی ان ای TNA (15)
جدول بهترینهای کشتی کج (2)
ورزش
فیلم ورزشی (16)
عکس ورزشی (17)
خبر ورزشی (29)
خبر های جالب ورزشی (3)
مصاحبه با ورزشکاران (3)
فواید ورزش های مختلف (1)
اموزش ورزش های مختلف (2)
بیوگرافی ورزشکاران (3)
مشاوره
مشاوره پزشکی (8)
مشاوره جنسی (2)
مشاوره دارویی (2)
مشاور خانواده (2)
مشاوره مذهبی (1)
مشاوره روانشناسی کودک (4)
مشاوره ازدواج (3)
مشاور تغذیه (1)
بازی
بازی اکشن (5)
بازی ورزشی (3)
بازی جنگی (5)
بازی فکری (3)
سایر بازی ها (2)
راهنمای بازی (2)
داستان
علمی (2)
قصه (2)
عاشقانه (5)
واقعی غمگین (2)
مزهبی (1)
داستان پند اموز (3)
قالب وبلاگ
قالب رزبلاگ (1)
قالب بلاگفا (1)
قالب پرشین بلاگ (1)
قالب میهن بلاگ (2)
موبایل
بازی نوکیا (15)
برنامه نوکیا (3)
تم نوکیا (2)
کلیپ خنده دار موبایل (2)
دیکشنری موبایل (1)
بازی سونی ریکسون (2)
برنامه سونی ریکسون (2)
تم سونی ریکسون (2)

آمار سایت
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز : 149
» بازدید دیروز : 116
» هفته گذشته : 149
» ماه گذشته : 1566
» سال گذشته : 1566
» کل بازدید : 665151
» کل مطالب : 416
» نظرات : 61

سایتی برای تمام سنین www.wweraw.rozblog.com

آهنگ، سفارش تبلیغات، و پست ویژه با fatane2011@yahoo.com تماس بگیرید .




تبلیغات سایت


.::ازدواج::.

جوانی 29 ساله ، اهل و ساکن تهران هستم . در خانواده ای متدین و مذهبی به دنیا آمدم . پدرم در آن موقع کارمند بود و مادرم در خانه به کارهایی نظیر خیاطی و قالی بافی اشتغال داشت . وضع مالی خانواده ی من در مجموع خوب بود و ما اصولاً مشکل چندانی از این بایت نداشتیم . از آن بهتز اینکه پدر و مادرم افرادی درستکار و خوشنام بودند که همیشه ما را به انجام کارهای خدا پسندانه و کمک به اشخاص نیازمند دعوت می کردند . بعد از اتمام تحصیلات متوسطه و انجام خدمت سربازی در یک مغازه ی طلا فروشی مشغول به کار شدم . صاحب کارم مرد خیلی خوبی بود و فوق العاده به من اعتماد داشت . حتی گاهی اوقات یک هفته یا بیشتر مغازه را به من می سپرد و به مسافرت می رفت . البته من هم فرد صادق و درستکاری بودم و به هیچ وجه حاشر نبودم حتی یک ریال از اموال او را برای خودم بردارم . حدود چهار سال به این ترتیب گذشت تا اینکه با اصرار فراوان خانواده ام تن به ازدواج با دختری دادم که مادرم ، پیدا کرده بود و سخت به آن علاقه داشت . 
 برای خواندن ادامه مطلب به ادامه مطلب بروید 



امتیاز : | نظر شما :
برچسب : ازدواج ,
تعداد بازدید : 260
جمعه 15 بهمن 1389 واقعی غمگین , ،

a
.::داستان واقعی::.

 این داستان را نه به خواست خود،‌ بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم می‌نویسم.  نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دی‌موآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.  مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است.  در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است.  با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.

    امّا، از آنچه که شاگردان "از لحاظ موسیقی به مبارزه فرا خوانده شده" می‌خوانمشان سهمی داشته‌ام.  یکی از این قبیل شاگردان رابی بود.  رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد.  برای رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایین‌تری آموزش را شروع کنند.  امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد.  پس او را به شاگردی پذیرفتم.  رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است.  رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد.  امّا او با پشتکار گام‌های موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره می‌کرد.

    در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم.  در انتهای هر درس هفتگی او همواره می‌گفت، "مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می‌زنم."  امّا امیدی نمی‌رفت.  او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت.  مادرش را از دور می‌دیدم و در همین حدّ می‌شناختم؛ می‌دیدم که با اتومبیل قدیمی‌اش او را دم خانهء من پیاده می‌کند و سپس می‌آید و او را می‌برد.  همیشه دستی تکان می‌داد و لبخندی می‌زد امّا هرگز داخل نمی‌آمد.

    یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید.  خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی لازم  بوده که تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد.  البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمی‌آید.  وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود.

    چند هفته گذشت.  آگهی و اعلانی دربارهء تک‌نوازی آینده به منزل همهء شاگردان فرستادم.  بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده بود) به من زنگ زد و پرسید، "من هم می‌توانم در این تک‌نوازی شرکت کنم؟".  توضیح دادم که، " تک‌نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی."  او گفت، "مادرم مریض بود و نمی‌توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین می‌کنم.  خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این تک‌نوازی شرکت کنم!" او خیلی اصرار داشت.

    نمی‌دانم چرا به او اجازه دادم در این تک‌نوازی شرکت کند.  شاید اصرار او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می‌گفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد.  تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود.  برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم.  در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.

    برنامه‌های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد.  شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود.  رابی به صحنه امد.  لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند.  با خود گفتم، "چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟"

    رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد.  وقتی اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت کردم.  ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو می‌نواخت بشنوم.  انگشتانش به چابکی روی پرده‌های پیانو می‌رقصید.  از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت.  آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می‌طلبد در نهایت شکوه اجرا می‌شد!  هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد.  بعد از شش و نیم دقیقه او اوج‌گیری نهایی را به انتهی رساند.  تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کف‌زدن‌های ممتدّ خود او را تشویق کردند.

    سخت متأثّر و با چشمی اشک‌ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم.  گفتم، "هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی!  چطور این کار را کردی؟"  صدایش از میکروفون پخش شد که می‌گفت، "می‌دانید خانم آنور، یادتان می‌آید که گفتم مادرم مریض است؟  خوب، البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد.  او کر مادرزاد بود و اصلاً نمی‌توانست بشنود.  امشب اوّلین باری است که او می‌توانست بشنود که من پیانو می‌نوازم.  می‌خواستم برنامه‌ای استثنایی باشد."

    چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده‌ای نبود که پرده‌ای آن را نپوشانده باشد.  مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبت‌های کودکان ببرند؛ دیدم که چشم‌های آنها نیز سرخ شده و باد کرده است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی‌ام پربارتر شده است.

    خیر، هرگز نابغه نبوده‌ام امّا آن شب شدم.  و امّا رابی؛ او معلّم بود و من شاگرد؛ زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد.

    رابی در آوریل 1995 در بمب‎گذاری بی‎رحمانهء ساختمان فدرال آلفرد مورای در شهر اوکلاهما به قتل رسید.  

 



امتیاز : | نظر شما :
برچسب : داستان واقعی ,
تعداد بازدید : 268
پنجشنبه 7 بهمن 1389 واقعی غمگین ,واقعی غمگین , ،

a

صفحات سایت



مطالب گذشته
.: دانلود مسابقات اسمکدان به تاریخ 3 مارس 2011-دانلود فیلم کشتی کج .:
.: دانلود فیلم دختر ادم پسر حوا .:
.: دانلود بازی WWE.SmackDown.vs.RAW.2011-دانلود بازی کشتی کج .:
.: عکس مهدی سلوکی .:
.: عکس تیم اینتر .:
.: عکس اندرتیکر .:
.: دانلود فیلم نفر دهم .:
.: مسابقات دبلیو دبلیو ای ان اکس تی به تاریخ 1 مارچ 2011 .:
.: دانلود بازی راسل مینیا چند نفره .:

نظرسنجی
به نظر شما بهترین کشتی کج کار کیست؟

لینک دوستان
یک سایت برای تمام فصول
ابزار رايگان وبمسترها
سایت کشتی کج
سایت جیمیل
سایت یاهو
سایت اپلود فایل فکتوری
سایت اپلود مدیافایر
سایت بلاگفا
دانلود فیلم

آرشیو

لینک روزانه

پشتیبانی

RSS

Powered By
Rozblog.Com